» اخبار » روزی که تختی نخواست یک سرباز به خاطر او خجالت بکشد و ناراحت شود
روزي كه تختي نخواست يك سرباز به خاطر او خجالت بكشد و ناراحت شود
اخبار

روزی که تختی نخواست یک سرباز به خاطر او خجالت بکشد و ناراحت شود

دی ۲۰, ۱۴۰۲ 37۰1,121

روزی که تختی نخواست یک سرباز به خاطر او خجالت بکشد و ناراحت شود

اردوی تیم ملی کشتی آزاد در باشگاه افسران برپا می شد و از محل خوابگاه کشتی گیران تا درب ورودی که توسط دژبان و نگهبان مراقبت می شد. حدودا ۵ دقیقه فاصله بود. طبق قانون محیط های نظامی، ورود و خروج افراد از درب با هماهنگی صورت می گرفت. در یکی از اردوها یک روز تختی بعد از تماس تلفنی شال و کلاه می کند تا به دیدار یکی از دوستانش برود اما بعد از چند دقیقه بر می گردد و از رفتن پشیمان می شود وقتی دوستانش از او می پرسند که چرا برگشته؟ تختی پاسخ می دهد؛ دم درب ورودی سربازی ایستاده بود. وقتی خواستم بروم بیرون به من گفت؛ اجازه ندارم درب را باز کنم و شما باید برگردید خوابگاه، من گفتم می روم او گفت نمی شود و من هم برگشتم. دوستان تختی تصمیم می گیرند بروند و به افسرنگهبان ماجرا را بگویند تا هم سرباز را جریمه کند و هم اجازه خروج به تختی دهد اما تختی گفت؛ من هم می توانستم بروم پیش افسر نگهبان مرا ببرد واز درب خارج کند. آن جوان

می بیند و خجالت خواهد کشید؛ من هرگز راضی نمی شوم یک جوان به خاطر من خجالت بکشد و ناراحت شود.

تختی به پیروزی خودش هم اعتراض کرد

روزی که تختی نخواست یک سرباز به خاطر او خجالت بکشد و ناراحت شود

دیدارهای تیم به تیم آن روزهای کشتی ایران کم از مسابقات جهانی نبود. آنقدر این رقابت ها در سطح بالایی برگزار می شد که بسیاری از قهرمانان جهان و المپیک سعی می کردند در مسابقات شرکت کنند. جام تفلیس از جمله تورنمنت های این چنینی بود و دیدارهای خاطره انگیز ایران و شوروی زبان زد خاص و عام بود.

در یکی از مسابقات تیم به تیم تختی به مصاف “آلبول” قهرمان شهیر شوروی

می رود. در این کشتی حساس و نفس گیر تختی حریف را خاک می کند و از آن جایی که استاد سگک بوده، آلبول را با اجرای سگک به پل می برد. از قضا داور وسط این دیدار حساس حسن سعدیان بود که با مشاهده پل شکن آقا تختی و دستان قدرتمندش، سوت پایان کشتی را به نشانه ضربه فنی شدن حریف روس و پیروزی تختی به صدا در می آورد. می خواست دست آقاتختی را بالا ببرد اما تختی که دیده بود پشت آلبول«حریفش» به تشک نخورده به “بلور” مربی خود می گوید؛ آلبول ضربه نشد. بلور می گوید جوری پل شکن را گرفته بودی که راه فرار نداشت، تختی جواب

می دهد اما این رسم جوانمردی نیست، بلور می گوید، مطمئن باش حریف راه فراری نداشت و قطعا ضربه می شد.

شعار مردم در حمایت از غلامرضا تختی

به این نوشته امتیاز بدهید!

امتیاز 5.00
جیرئیل خان بابائی

جیرئیل خان بابائی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×